امیرصدراامیرصدرا، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 12 روز سن داره

امیرصدرا گرمای زندگی ما

اولین جایزه

سلام مامانی توی بیست ماهگیت اولین جایزه زندگیت رو با کمک مامان دریافت نمودی قضیه از این قرار بود که یه مسابقه عکس تو تلگرام برگزار شد و منم عکس نازت رو فرستادم و شما هم برنده یک عکس آتلیه شدی آتلیه مذکور توی کرج بود که رفتیم و بعدش هم مهمون خونه عموی بابا بودیم، به محض اینکه وارد خونشون شدیم انگار که بارها رفته باشی، خیلی عادی رفتی وسط خونه، جلو آکواریوم ایستادی و کلی با ماهی ها ذوق کردی ... اندکی بعد هم رفتی تو اتاق خوابا و حسابی واسه خودت راحت بودی، خجالت و غریبی و اینا اصلاااا تو کارت نیست اینم عکسای قشنگت مامانی: ...
24 دی 1394

نوزده و بیست ماهگی

سلام عزیزدلمممم بیست دی ماه 94، بیست ماهگیت تموم شد، ایشالا بیست سالگیت رو ببینم نازنینم مامانی انقدررر صحبت کردنت بامزه شده که نگووو، روزی چندین بار بهت میگم امیرصدرا میخورمتااااا عاشق انگشتر یا به قول خودت اگیگی هستی، تا ببینی دست کسیه ازش میگیری میذاری تو انگشتات. یه وایت برد داری مدام میاوردی میگفتی چشم چشم ... یعنی برام چشم چشم دو ابرو بکش، منم دیدم خیلی علاقمند به نقاشی هستی مداد رنگی هات رو با یه دفترچه برات آوردم که بکشی، اون دفترچه رو که دو روزه همه صفحاتشو کشیدی تموم کردی شروع کردی رو دیوارها نقاشی کردن!!! آخه باید رو دیوار نقاشی بکشی مامان؟؟ بهت میگیم چیکااار کردی؟ با ناراحتی میگی مداد، میگیم کجاها رو مداد کشیدی؟ می...
20 دی 1394

یلدای 94

یلدای 94، دومین یلدات مبارک پسر مامان، الهی که عمرت مثل شب یلدا بلنننننند باشه این ژله رو به افتخار خودت درست کردم این گیفتا هم برات آماده کردم که بعنوان یادگاری یلدا به عزیزانت هدیه بدی این کادوی خوشگل هم مامان جون برات گرفته بود ... دستش درد نکنه و حسن ختام یلدا، هندونه خورون شماست که آدم کیف میکنه با اونهمه لذت میخوری، عااااشق هین دو نه به قول خودت هستی ...
1 دی 1394
1